افسوس

دو خبر

۱)
براساس گزارش پايگاه خبري رويداد در تهران دو تن از فعالان جنبش دانشجوئي بدون محاكمه به زندان محكوم شدند.
براساس اين گزارش كوروش صحتي و اميرعباس فخرآور از فعالان جنبش دانشجوئي هر كدام به شش و هفت سال حبس محكوم شده‌اند. هر دو دانشجو قبلاً در بند قاتلان زندان قصر بودند واينك به بند زندانيان مالي در اوين منتقل شده‌اند. علت محكوميت به زندان اين دو دانشجو كه از دادگاهي عادلانه نيز برخوردار نبوده‌اند، سخنراني‌ها و فعاليت‌هاي سياسي آنان بوده است.

۲)خانم نينا حسيني شكرايي به مديركلي وزارت آموزش و پرورش امريكا برگزيده شده است.
خانم شكرايي كه 35 سال سن دارد مدير طرح دو ميليارد دلاري نوآوري و پيشرفت است وي همچنين سرپرستي يكصد كارمند را نيز در اين طرح بر عهده دارد. خانم نينا شكرايي در گفتگو با راديو فردا در پاسخ به پرسش خبرنگار اين راديو گفت: فكر مي‌كنم هر وقت زني به يك مقام بلندپايه دست پيدا مي‌كند، اين تصور و احساس را در ديگران بوجود مي‌آورد كه زنان با زمان پيش مي‌روند و حتي از زمان جلوترند. در اين زمينه گاهي قابليت آنها از مردان بيشتر است. براي زناني كه به مقام‌هاي بالا دست پيدا مي‌كنند درك اين نكته مهم است كه براي زنان ديگر در حوزه خود سرمشقي باشند و زنان بيشتري بتوانند به مقام بالا دست يابند.

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٢


خليج هميشگي فارس

ميخوام ساده مطلب رو بگم.
در حالی که شبکه های خبری سی ان ان و فاکس نيوز خليج فارس ما را همان خليج فارس ميخوانند.در اين ور دنيا، در كشور خودمان اين انسان هاي پست در شبكه العالم كه رئيس و اعضاي آن ايراني هستند به اين خليج به راحتي خليج عرب ميگويند و آب از آب تكان نميخورد.بعضي اوقات فكر ميكنم ما ايرانيها حقمان است،هر چه بر سرمان مي آيد حقمان است.اينها نتيجه همين بي توجهي هاست كه به نظر بنده موضوع گفته شده در مورد خليج فارس كوچكترين آنهاست.
واقعا واي بر من ، واي برما.
شرح ماجرا در وبلاگ "هياهو براي هيچ" موجود است.

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٢


يه ذره مهلت

با سلام از همه دوستان که در اين چند وقت به اينجا سر زدند و بدون خواندن مطلب جديد صفحه رو بستند، ممنونم.به خاطر مشکلات ايجاد يک نشريه در دانشگاه خود مجبور بودم کمی از وبلاگ نويسی دور شوم.تا چند روز ديگر حتما به روز ميشوم.اسم نشريه مون هم اشکبوس است. حتما بعد از چاپ آن را در وبلاگ قرار ميدهم.
ضمنا اين ذهن آبی که يه کم سياهه چيز بدی هم نيست ،وقت کرديد سر بزنيد.
موفق و پيروز باشيد.

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٢


اطلاعيه

ضمنا يه وبلاگ ديگه هم در حال راه اندازي دارم خواستيد يه سر بزنيد.

يه مطلب در مورد عکس های پايين:
از نظر دولت ايران مضرات اينترنت و ماهواره که ممکن فرهنگ! ملت هميشه در صحنه ايران رو به خطر بندازه ديدن همين تصاويره نه از اون تصاوير!!

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٢


بغداد سقوط كرد


اول از همه به کل دوستان سقوط بغداد رو تبريک ميگم.
ثانيا اين تلويزيون ايران با اين همه ادعا يک تصوير هم از شادی مردم بغداد پخش نکرد،فکر کرد مردم ايران شايد ياد بگيرند.واقعا خجالت آور در زمانی که کانالهای خبری جهان در روز قبل شادی و پايکوبی مردم عراق و اينکه چگونه به کاخ صدام حمله کردند و يا چطور به کمک آمريکائيها مجسمه صدام را سرنگون ساختند نشان ميداد.تلويزيون ما چرنديات به خورد مردم ميداد.
از طرفی ديگر پريروز مجلس متشنج شد و همه مجلسيها کلی ترسيدند که "اين يارو نطقش چرا ضد اسلام و حوزه و ... بود.نکنه آمريکا اينارو بشنوه"و خلاصه با توجه به وضع منطقه منتظر تغييرات جديدي در ايران بايد بود.
اول از همه استعفاي خاتمي را كه در صورت رد لوايح گسترش اختيارات رئيس جمهور و قانون انتخابات ،بعضيها از وي انتظار داشتند ،بايد با خود به گور ببرند!
ثانيا يه نصيحت يه شوراي نگهبان : آقايون اگه لوايح مجلس رو رد نكنين شايد يه كم به نفعتون باشه! وضع فعلا خرابه"
يه پيام به مجلسي ها:"بابا واقعا خيلي ترسو هستيد"
يه پيام به رئيس جمهور:"خوش تيپ الان وقتشه تو يه دانشگاه سخنراني بذاري،يا حرفاي جديد بايد بزني ،يا دانشجويان حالت رو ميگيرند."

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٢


واکنش سگ کشی

اين خانم ميلانی هم بيکاره ها.ميره فيلم ميسازه تا اين مردای بيچاره رو ضايع کنه.اول که دو تا زنو جون يه مرد انداخت حالا پنج تا زن توی يه فيلم.واقعا وحشتناکه.مخصوصا اين عکسی که از فيلم در نشريات وجود داشت نويد اوج فمينيست را در اين فيلم ميداد.

به خانم تهمينه ميلانی پيشنهاد ميکنم به جای ساختن اين فيلم ها بره چند بار فيلم سگ کشی بهرام خان بيضائی رو ببينه.ببينه که چطور يک زن تونست تمام مردها رو به طرز فجيعی له کنه. بيضائی بدون هيچ ادعا اين فيلم را طوری ساخت که با ديدن آن انسان حالش از هرچی مرده (مخصوصا از نوع ايرانيش) به هم ميخورد.نميدونم خانم ميلانی از اين فيلم ها هم بلدند بسازند؟

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٢


احوالپرسی از دوستان

سلام به دوستان.امروز سايت خوبی پيدا کردم.سايت علی لطفی يکی از نويسندگان مجله الکترونيکی کاپوچينو.مطالب خوبی دارد حتما به آن سر بزنيد.ضمنا شماره جديد اين مجله منتشر شد.
يه وبلاگ هست که نويسنده اش قلم خيلی خوبی داره مطلب جديدش هم آماده هست.صداش هم گرمه!!
به سايت حسين درخشان هم سر بزنيد چند تا مطلب آخرش خيلی جالبه.
به اين رفقاي ما هم كه اين بغل رديف شدند(پيوند)، خواهشا سر بزنيد.مطالب خوبي دارند.

نكته مهم :
اين چند وقت كه بيشتر مطالب جنگي شده به خاطر شرايط جهانيست كه لاجرم روي هر انسان تاثير ميگذارد.من هم فكر كنم يه كم آدمم!
در ضمن به خدا اين وبلاگ سياسي نيست.در جامعه ما مطالب به قدري به هم گره خورده و مرتبط هستند،كه نا خود آگاه از هر چه سخن ميگويي به سياست(و يا آنچه در عرف سياست مينامند) مربوط ميشود.حتي اگر از استاد علي اكبري سخن بگوييم!

سخن آخر
هنوز هم بعضی وبلاگ ها به موضوع استاد علی اکبری ميپردازند.ولي شما هنوز نظري نداديد.(مطلب دستان شفا بخش همين پائينه نخونديد،بخونيد.)

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٢


مصاحبه با يک اسير

باز هم سيد ابراهيم نبوييكي از مطالب جالب همراه با طنزهاي ناب خود را رو كرد.يكي از مطالب سايت وي را در زير ميخوانيد.

مصاحبه با يك اسير آزاد شده
در راستاي اينكه اخيراً اجساد پاك هزار شهيد جنگ تحميلي عراق سابق عليه ايران سابق در بصره كشف و قرار است به ايران منتقل شود و بعيد نيست در همين روزها اسرايي كه هنوز در عراق به سر مي‌برند و قرار است حتي بعد از پيروزي صدام با كمك صدا و سيماي جمهوري اسلامي هم به ايران پس داده نشوند، لذا توجه شما را به مصاحبه‌اي كه با يكي از اسراي ايراني كه همين ديروز توسط نيروهاي آمريكايي- انگليسي كثيف آزاد شده توجه مي‌نماييد.
مصاحبه‌كننده (م.ك.): ما از آشنايي با شما برادر رزمنده كه پس از بيست سال از سياهچالهاي رژيم ددمنش بوش آزاد شديد خوشحاليم. لطفاً خودتان را معرفي كنيد.
اسير مورد نظر (ا. م. ن.): من اسير مورد نظر هستم. ما بيست سال اسارت كشيديم و در اين مدت عوامل صدام...
م.ك.: لطفاً بفرماييد چطور شد آزاد شديد؟
ا. م. ن.: وقتي صداي توپ و تانك شنيديم فهميديم برادران رزمنده براي نجات ما تلاش كرده‌اند، ولي تعجب كرديم در اين مدت قيافه برادران رزمنده خيلي عوض شده بود و همه‌شان مثل آمريكايي‌ها، انگليسي را مثل بلبل حرف مي‌زدند.
م.ك.: نظرتان در مورد بوش چيست؟
ا. م. ن.: بوي چي؟ ولي كلاً در اردوگاه‌ها بوي بد زياد مي‌آمد.
م.ك.: نظرتان در مورد بلر خائن چيست؟
ا. م. ن.: تلويزيون ما در اردوگاه ال‌جي خائن بود نه بلر خائن.
م.ك.: آيا عوامل آمريكايي- انگليسي شما را شكنجه هم دادند؟
ا. م. ن.: بله، سربازان بعثي كثيف (سانسور شود) به عنوان عوامل آمريكا و اسرائيل ما را آزار مي‌دادند و شكنجه مي‌كردند و ما مشت محكمي به دهان عراقي‌هاي آمريكايي مي‌زنيم. (كلاً سانسور شود.)
م.ك.: آيا به نظر شما رژيم آمريكا در حمله به عراق حقوق بشر را زير پا نگذاشت؟
ا. م. ن.: چرا وقتي رژيم بعثي (عزيز) عراق (مقاوم) به عنوان مزدور (حذف شود) آمريكاي (جنايتكار) حقوق بشر را زير پا گذاشت و ما را شكنجه مي‌داد و اجازه نمي‌داد تا چند سال پس از پايان جنگ از اسارتگاههاي عراق آزاد شويم.
م.ك.: چرا عوامل آمريكا شما را از اسارتگاه آزاد نمي‌كردند؟
ا. م. ن.: رژيم بعثي صهيونيستي و آمريكايي صدام جنايتكار (كلاً حذف شود) چون به نفع اربابان آمريكايي شان عمل مي‌كردند ما را آزاد نكردند.
م.ك.: نظرتان دربارة حملة آمريكا به بغداد چيست؟
ا. م. ن.: ما از اينكه آمريكايي‌ها بالاخره فهميدند صدام بايد برود و بغداد بايد از دست صدام نجات پيدا كند خوشحال شديم.
م.ك.: سئوالي نداريد؟
ا. م. ن.: چرا؟ يك نفر به ما بگويد در اين مملكت چه خبر است؟

پيشنهاد سازنده: به كلية مسئولان شهري كشور پيشنهاد مي‌شود قبل از طرفداري از عراق عزيز و صدام نازنين شعارهايي را كه عليه صدام و جنگ در شهر نوشته شده است پاك كنند.

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٢


ما توپيم

الان داشتم گفتگوی خبری شبکه دو رو نگاه ميکردم.طبق معمول در مورد جنگ بود.يه کارشناس هم آورده بودند که همه اش داشت در مورد خنگی و احمقی آمريکا و زرنگی و راستگويی ايران و کشورهای اسلامی ميگفت.ضمنا گفت که سي ان ان و فاكس و يورو نيوز همه دروغ ميگويند و ما و چند شبكه اسلامي حقيقت را ميگوييم و مردم اروپا و آمريكا اين را فهميده اند و به كانال هاي ما روي آورده اند. يه جوک هم بين حرفاش گفت که حيفم اومد اينجا ننويسم.

مردم سالاری دينی ايران، فلسفه آمريکا را زير سوال برده است

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٢


گذر زمان

چقدر دورويي؟،چقدر رنگ عوض كردن؟ 25 سال قبل هر نوع موسيقي حرام بود.كم كم آقايان توانستند آوازهاي سنتي را بخوانند .چندي بعد موسيقي پاپ نيز اضافه شد.با گذشت زمان آهنگ هايي بدتر از مشابه لس آنجلسي(بنا به گفته خودشان) در ايران توليد شد و هفت هشت صدا شبيه به ابي و داريوش پيدا شد.حالا هم وضع موسيقي به جايي رسيده كه مشابه شهرام كاشاني در ايران نوار بيرون داده و آهنگ هاي او را ميخواندو به اين عمل خود نيز مفتخر است(مجله اكنون شماره نوروز صفحه 90 مصاحبه اي با اين شخص انجام داده)واقعا ما چقدر بدبختيم؟
خودمان را گول ميزنيم يا مردم را مسخره كرده ايم.يعني دين ما اينقدر ضعيف است كه ظرف 25 سال اينقدر تغيير ميكند يا شرايط جامعه ايجاب كرده.اين دومي كه اصلا درست نيست چون جامعه ما جامعه اي انقلابيست و در راه آرمان هاي خود جان را هم فدا ميكند!دين ما هم كه نميتواندضعيف باشد نا سلامتي مسلمانيم و داراي كاملترين دين.پس اشكال جاي ديگري بايد باشد.
حال خبرهاي جديدي به گوش ميرسد،هم خواني زنان كه با يك يا چند مرد مجاز شمرده ميشد كمي گسترش يافته.حالا هر خواننده ي زني ،به عنوان هم خوان ميتواند آلبوم بيرون دهد.مثلا با يك مرد انكر الاصوات هم خواني ميكند اما صداي خانوم كمي بلند تر است.خريداران نوار هم فقط به خاطر آن مرد نوار ميخرند!!شايد هم فقط براي خانوم ها پخش شود و خريد آن براي آقايان ممنوع باشد.(ياد سخن يكي از امامان جمعه كه نامش را به خاطر ندارم مي افتم وي در اعتراض گروهي از زنان كه از صدا و سيما به خاطر نداشتن برنامه اي مخصوص آنها كه موارد زنانه در آن رعايت شده باشد اعتراض كردند و آن فرد محترم نيز به صدا و سيما پيشنهاد داد كه يك كانال اختصاصي براي خانوم ها تاسيس كنند!حال سوال اينجا بود كه اين شبكه را خانوم ها تماشا ميكردند يا آقايان؟)
بيست سال بعد را در ذهنم تصور ميكنم.يا اعتقادات ما تباه شده و يا خود ما و يا ... .

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٢


دستان شفابخش

آقا انگار الان دور ،دور استاد علی اکبری متخصص در کلاه برداری از سر مردم بيچاره هست.سفرش به آمريکا و کانادا و درمان بيماران بيچاره که آخرين اميد های خود را در دستان وی ميبينند،همه و همه كار را به جايي رسانده كه برخي وبلاگ ها شروع به تحليل و معرفي اين مرد كلاه بردار كرده اند.

به وبلاگ پژمان راهبر عزيز سر بزنيد خبرهاي جالبي دارد.وقت كرديد سايت استاد! علي اكبري را هم ببينيد،مخصوصا عكس هايش.از بعضيها واقعا بعيد است.نظر شما چيست؟

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٢


باز هم عراق

دولت ايران با راه اندازی يک شبکه تلويزيونی 24 ساعته عرب زبان به نام "العالم" برای مردم عراق برنامه پخش می کند.
اين کانال خبری، که پخش منظم برنامه را در ماه مارس آغاز کرد، با جنگ عليه عراق به رهبری آمريکا و همچنين حزب بعث عراق مخالف است.
بولتن های خبری اين شبکه که راس هر ساعت پخش می شود، به طور مفصل تصاوير اجساد غيرنظاميان عراقی در کف خيابان ها يا مجروحان جنگی در بيمارستان ها را پخش می کند.

مجموعه های خبری اين شبکه درباره حملات نيروهای آمريکايی و بريتانيايی در عراق تحت عنوان "جنگ سلطه جويانه" پخش می شود و نيروهای تحت رهبری آمريکا را "اشغالگر" توصيف می کند.
بولتن های خبری شبکه العالم که راس هر ساعت پخش می شود، به طور مفصل تصاوير اجساد غيرنظاميان عراقی در کف خيابان ها يا مجروحان جنگی در بيمارستان ها را پخش می کند
شبکه العالم، علاوه بر بولتن های خبری همچنين ميزگردهايی با شرکت محققان و کارشناسان از جمله ناراضيان سياسی عراقی و تبعيدی های آن کشور که مخالف صدام هستند پخش می کند.

مرکز توليد اين شبکه در تهران است و توسط سازمان راديو تلويزيون جمهوری اسلامی ايران تهيه و به وسيله فرستنده های زمينی و ماهواره ای در عراق پخش می شود.
گمان می رود فرستنده های اين کانال در ارتفاعات ايران مشرف به خاک عراق نصب شده باشد.
در بغداد گزارش هايی داير بر رونق گرفتن بازار فروش آنتن های تلويزيونی وجود دارد که ممکن است بر محبوبيت شبکه العالم بيافزايد. استفاده از آنتن ماهواره ای در عراق ممنوع است.
اين شبکه همچنين در اينترنت قابل مشاهده است.
در بغداد گزارش هايی داير بر رونق گرفتن بازار فروش آنتن های تلويزيونی وجود دارد که ممکن است بر محبوبيت شبکه العالم بيافزايد. استفاده از آنتن ماهواره ای در عراق ممنوع است
يک تحليلگر بی بی سی در بخش نظارت بر رسانه ها می گويد متوجه شباهت هايی ميان کانال العالم و شبکه عربی ماهواره ای الجزيره شده است.

اين کانال از شمايلی (آرم) مشابه الجزيره استفاده می کند و از جمله به هنگام پخش گزارش از خبرنگاران خود از تيتر "انحصاری العالم" استفاده می کند.
حسن بهشتی پور، مدير عامل شبکه العالم گفته است که هدف از راه اندازی اين شبکه ارائه ديدگاه های جهان اسلام و "مقابله با انحصارگرايی کانال های خبری کشورهای غربی است."
وی گفت "اين شبکه قصد دارد خلا موجود در توزيع اخبار در جهان امروز را پر کند."
لازم به ذکر است اين شبکه در ايران نيز قابل دريافت است.

منبع : BBC

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٢


از عيد تا وبلاگ نويسی

عيد امسال هم تموم شد.يه سال از عمرمون گذشت.چه کارها که نکرديم و چه آرزوهائي که داريم.براي من که تموم شدن عيد يعني شروع شدن درس و مطالعه.ته دلم ميگه پايان عيد يعني شروع غم.غمي که در جان و تن ما رسوخ کرده.منکران غم ديرين ما دروغ ميگويند،غم خود را پنهان کرده اند.ايراني باشي و غم نداشته باشي اصلا انسان باشي و بي غم؟اگه اينطور باشه حتما ديوونه هستي،شايد هم ايراني نباشي.شايد هم انسان.... .
بر خلاف سال هاي قبل با شروع سال جديد بوهاي خوبي هم به مشام ميرسد،شايد شما هم متوجه شده باشيد.بوي عشق و راستي که سال هاست گم شده كمي به مشام ميرسد.بوي کلام بي دروغ.بوي نفس عشق شايد هم بوي خون قلب تير خورده.(کاش بهار دافع سرماي تن انسان هم بود.مخلوق ميداند و خدايش که چگونه با سرما سر کرده است .كاش ساعت هم بدون باطري و كوك سر ميكرد.كاش با برداشتن باطري ساعت، زمان باطنا مي ايستاد.به خدا گذر ايام را دوست ندارم.چون ميدانم زماني افسوس خواهم خورد،مصرف زمان هم بلد نيستم چون تجربه ندارم .حال و حوصله شنيدن حرف پيرمردها هم ندارم.دوست داشتن حال را ميپسندم ،به گذشته ام هم دلي نبسته ام.)
يكي از عوامل بوهاي خوب،همين دوستان وبلاگ نويس هستند.چون كمتر حس دروغ از كلامشان به مشام ميرسد.نوشتن تفكرات و دردهاي قلبي هر كس براي او راست ترين سخن هاست كه لاجرم بر دل هر خواننده مينشيند ،اين همان چيزيست كه خارج از اين چهارچوب نميتوان يافت.امسال را هم سال وبلاگ نويسان ميدانم.سال نوشتن،از درد و شادي.كدام فرهنگدوست فكر چنين خيل عظيم از نويسندگان را ميكرد.به نظر من حافظ ها و سعدي هاي خاموش و گوشه گير را كه تنهائي خود را با قلم و كاغذ ميگذرانند ميتوان در همينجا يافت.افسوس كه اين محل نزد اهل قلم مهجور مانده و در تنهائي به كار خود ادامه ميدهد اما حداقل براي من و تو جايي براي حفظ نظرات و مخيلات ذهني ماست.به اميد سلامتيه تمام وبلاگ نويسان!!به اميد آزادي و رهائي ذهن.
در آخر هم از خوانندگان تقاضا ميكنم به وبلاگ دوستان هم سري بزنند.
پير مغان :كه كلامش نافع هر حقيقت جوييست.
از هر دري سخني:كه آنچه را كه آرزو داري در آنجا مي يابي.
سيب آبي :دوست خوبم كه كلامي شيرين و نمائي دلنشين دارد.(منظور نماي وبلاگ است!!)
manali.persianblog.ir :كه فراسوي ذهن من و تو حركت ميكند.سبك شدن روح را اولين بار اينجا تجربه كردم.
warmvoice.persianblog.ir : كه منطق را سر لوحه سخنان خويش قرار داده و از تعلقات قلبي من و تو مينويسد.

دوستان بيشتري دارم ،اما چون تمركز هميشگي ام روي اين چند وبلاگ است، به معرفي اين چند دوست بسنده ميكنم.
با آرزوي سالي خوش.

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٢


هذيان

امروز اصلا حال نوشتن ندارم .بد جوری مريضم،تو اين عيدی همونطور که انتظار داشتم درس،مرس تعطيل بود.تا اومديم يه کتاب بخونيم اين سرماخوردگی گاوی افتاد به جونمون.فعلا همين مطلب ديروزی رو بخونيد تا حالم خوب شه.التماس دعا!!
ضمنا يه موضوع جالب ،ديشب پريشب داشت تلويزيون ايران بصورت زنده بغداد رو نشون ميداد و گوينده خبر روی تصاوير ميگفت که بغداد درآرامش به سر ميبرد،در همين لحظه شبکه سی ان ان و الجزيره و ابودهابه بصورت لايو تصوير و صدای انفجار در بغداد را پخش ميکردند.اين هم يکی از جادوهای تصويری صدا و سيمای ما.خدا عاقبت مردمی را که به حرف های اين رسانه گوش ميکنند به خير کند.
حرف های خرازی هم در کنفرانس خبری که امروز صبح پخش شد بسيار جالب بود چون سياست ايران يعني بيطرفي فعال را تبيين كرد.آدم ديگه هر وقت كلمه فعال رو ميشنوه ياد بعضي آدماي ترسو مي افته كه با داشتن پشتوانه مردمي به همه مردم پشت ميكنند.
"از مرگ سخن نگوييم از زندگي حرف بزنيم" اين سخن حكيمانه رو من نگفتم ،حرف كسيه كه موقعي كه بايد حرف بزنه ساكت ميشه.حرف كسيه كه ولش كن... .
آها يادم رفت مرگ بر عراق!!! يه كم هم مرگ بر آمريكا.

ميگن خدا به آدم سختي ميده ،اما در عوض جاي ديگه جبران ميكنه منم چون حالم بده ،اين خواسته كوچولو رو از آفريدگارم دارم:
ديگه دوست ندارم ساده باشم.دوست ندارم با موج حركت كنم،دوست دارم موج بسازم.دوست ندارم حرف بزنم.فقط ميخوام فكر كنم.عمل كردن هم پيش كشم!فقط فكر.خدايا كمكم كن.

مطالب بالا را در كمال بيماري و با حالت نيمه رويا و نيمه كابوس نوشتم ،اگر چيزي دستگيرتان نشد،به حساب مريضيم بذاريد.آخ...

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٢


مرگ بر عراق

با سلام و تبريک مجدد عيد به تمام دوستان خوبم.
اين چند وقت که نبودم،اتفاقات عجيب غريبی افتاد.
اول يه موضوع براتون بگم که مثل عقده رو دلم مونده.نميدونم از شانس بد منه يا طلسمه يا چيزای ديگه.هر وقت من فلک زده ميرم مسافرت و عيد ديدنی،حالم بد ميشه،مريض ميشم،نميتونم راحت حرف بزنم و ... .به خاطر همين اتفاقا مجبورم از خيلی چيزا و کارهائی که دوست داشتم انجام بدم،صرف نظر کنم.يکی از اون کارا شيرينی و ميوه خوردنه که مجبورم ازشون بگذرم.كارهاي ديگه اي هم هست كه حال و حوصله تعريف كردنشون رو ندارم.نميدونم اين دست خداست كه ميخواد جلو منو بگيره كه حرف زيادي نزنم يا جادويه.خلاصه اگر حرفي نظري داريد ما رو بي نصيب نذاريد.
مساله دوم موضوع جنگ آمريكا با عراقه.من كه كلا با عراق مشكل دارم.نظامي و غير نظامي هم حاليم نيست،همونطور که اونا موقع جنگ با ايران مردم عادی و مردم نظامی واسشون فرق نداشت و همه رو ميکشتند.اين وسط يه موضوع جالب اتفاق افتاده .مردم دنيا که از جنگ و خونريزی بدشون مياد و همه طرفدار صلح و دوستی هستن در يک حرکت دسته جمعی و بدون هماهنگی های پيش بينی شده دولت ها به خيابانها ريختند و تظاهرات ضد جنگ ترتيب دادند.حتی در بسياری کشورها دولت ها مقابلشان ايستادند.اما در ايران وضع بسيار جالب بود.حکومت ما هی منتظر ماند،هی صبر کرد شايد تشکل ها و انجمن ها يک تظاهراتی ،يک ميتينگی ضد آمريکا ترتيب دهند اما کو حال.کو حس.تظاهرات به نفع کسی که هشت سال با ما جنگيد.تظاهراتی که مستقيما به نفع صدامه.تظاهراتی که بيشتر از اينکه آمريکا رو از جنگ منصرف کنه صدام رو خوشحال ميکنه.يعنی يه تظاهرات که کفه ضررش سنگينتر از سودشه!
بعد از اينكه حاكمان هفت روز منتظر ماندند،بالاخره تصميم گرفتند از طريق صدا و سيما و فراخوان از مردم زخم خورده، تقاضاي تظاهرات ضد جنگي كنند.حال اينکه چند نفر و با چه تفکراتی در اين تظاهرات شرکت کردند بماند،تنها به اين نکته دقت کنيد که صدای تظاهرات ما را اول از همه دشمن همسايه شنيد وگرنه گوش بوش و آمريکا از اين شلوغ بازيها پر است،گنده تر از ايران نتوانستند جلوی آن را بگيرند چه برسد به ايران که سالی چندين فراخوان حکومتی دارد.از اين حرفای ضد جنگی هم نزنيد که خودمان متضررترين کشورها از لحاظ جنگ هستيم.دلسوزی هم بماند برای مردم خودمان که بيچاره تر و بدبخت تر از مردم مفلوک عراق هستند.

خبر مهم هم اينکه آمريکا گفته ۳۰ تا ۴۰ دزصد خاک عراق و ۹۵ درصد از هوای عراق را تصرف کرده(خبرگذاری فاکس و بی بی سی).همين خبر را شبکه خبر ايران به اين صورت گفت که عراق کنترل ۳۰ درصد از خاک خود را از دست داده است.
۹۵ درصد هم چون عدد بزرگيست نبايد گفت.آمريكاهم خاك عراق رو نگرفته &اين عراقه كه خاكش رو از دست داده!!!خودتان قضاوت کنيد آيا بايد به حرف های شبکه خبر ايران اطمينان کرد؟

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٢


سال نو مبارك

بالاخره سال ۸۱ با تمام شاديها و غم ها به پايان رسيد .سالي که به نظر بنده پر خبر و پر جنجال بود.(جنجال براي هيچ).سالي غم انگيز براي سياسيون ايراني و سالي اميد ساز براي مردم ايران.سالي که آينه تمام نمائي براي نشان دادن ضعف مجلس بود.سالي که نشان داد اصلاحات مرده.سالي که بحث خروج از حاکميت مردم را چند وقتي سرگرم كرد.سال زندان هاي راست و دروغ.سال مرده در سياست و زنده در نظر مردم.
سالي گذشت که انفجار وبلاگ نويسي در ايران بود.سالي که هرکس براي خود در شبکه اينترنت خانه اي ساخت.خانه اي بدون هزينه مادي.تنها زجر! يا شادي نوشتن بود که همراه وبلاگ نويسان مانند هزينه روي دوششان سنگيني ميکرد.سالي گذشت که نشريه هاي زرد، زردتر شدند و غير زرد ها زرد.سالي که از لحاظ نوشتاري(در نشريات و شايد هم حوزه انتشار کتاب)هيچ تحولي در بر نداشت.سالي غم انگيز براي مردم همسايه ما عراق که يکسال با زجر و بي خبري منتظر حملات امريکا بودند و در اواخر سال ۸۱ از اين بي تکليفي در آمدند.(ضررات حمله به عراق براي امريكا زياد نيست،سودش بيشتر است.حرف هاي تلويزيون ايران را زياد جدي نگيريد.منفعت آمريكا ايجاب كرد كه حكومت عراق سرنگون شود.مخالفت اروپا هم تنها براي به خطر افتادن منافع خودش است .ميبخشيد مطلب منحرف شد،اين بحث بماند براي بعد، فعلا كه عراق داره مثل افغانستان ميشه منم چون از صدام متنفرم پس فعلا زنده باد آمريكا!).
امسال سال ترانه هم بود،سال ترانه هاي نو.سال خوب براي منصور كه ترانه هاي نه چندان قوي اش در گوش و ذهن مردم ايران صبح تا شب پيچيد.سال خوبي براي خانم شهرزاد سپانلو كه گرچه محروم از شهرت پدر است اما نو شدن را به ترانه ايران هديه داد.(از ترانه هاي داخل مرز حرف نزنيم بهتر است چون مثلا اگر صد نفر نوار منصور را گوش كنند يك نفر نوار پيغان يا قلي!يا ديگر ژيگول هاي متقلب داخلي را گوش ميكند.)ضمنا سياوش و داريوش هم امسال كار دندون گيري انجام ندادند. امسال سال سينما نبود.سينماي مرده ما به يك شوك احتياج داشت كه اگر اين شوك ازدواج غيابي و يا دختر شيريني فروش باشد،همان بهتر كه اين سينما از بين برود.
امسال سال ماهواره و ديش هاي بزرگ و كوچك بر پشت بام ها بود.سال دعواهاي كانالهاي آن ور مرز كه موجبات سرگرمي درون مرزي ها را فراهم كردند.
امسال سال خوبي بود براي من كه توانستم وبلاگم را راه اندازي و دوستان جديدي پيدا كنم.سالي خوب براي من بود چون تا حال اينقدر مطلب نخوانده بودم.خواندن وبلاگها و كتاب هاي مختلف و مجلات و نشريات به قدري وقتم را گرفت كه فرصت رسيدگي به درسهايم را نداشتم.

به اميد اينكه عيد بر تمام شما و خانواده هايتان خوش بگذرد و سالي نيكو و خوش در انتظار داشته باشيد.پس از استراحتي كوتاه و مسافرت به خطه سرسبز شمال دوباره خواهم نوشت.

بخش دوم--------------------------------------------------------------------------------

نوشته زير را دوستي از دانشكده برايم فرستاد كه اينجا قرار دهم.نامش رضاست.شايد از اين مطلب چيزي دستگيرتان نشود اما همكلاسي ها و هم دانشكده ايها حتما آنرا بخوانند.
در انتها توضيحي مختصر در مورد اشخاص نامبرده داده ام.اميدوارم من و رضا را ببخشيد.

سرما رو به نيستي مي رود. دوباره بهار بر مي گردد و به زمين دل فسرده لبخند گرم مي زند.با دم مسيحايي خورشيد، طبيعت جان مي گيرد و آسمان سخاوتمند چون مادري دلسوز به ياري تن بي جان زمين شتافته و بر آن گوهر مي ريزد.در حال و هواي پايان سال و انتظار قيامت طبيعت بر آن شديم تا امسال نيز مثل هر سال برترين هاي سال رو به پايان را انتخاب كنيم.گروه داوران طي نشستي چهار روزه انتخاب هاي خود را انجام داده كه نتايج آن به شرح زير است:

1- جايزه ي ويژه ي سوسك كش طلايي به علاوه ي لوح تقدير و يك دسته گل به سوسك كش ترين دانشجو به خانم درختي
2- جايزه ي ويژه ي نمك پاش طلايي سال با متعلقات بالا به بي نمك ترين استاد سال به جناب ع به دليل ياد ايام بي مزه ي جواني اش
3- جايزه ي يك حلقه ي طلايي سال به عاشق ترين زوجهاي سال به مهندس قنبر و پي قمبر دانشكده
4-جايزه ي يك حلقه ي نقره اي سال به زوج ترين عاشقان سال به محمد و سردبير سابق
5- جايزه ي يك حلقه ي برنزي سال به زوج هاي عاشقي كه عاشقترين زوج ها بودند به مرتضي و شاعر بزرگ معاصر
6- جايزه ي كفش پاشنه بلند طلايي سال به تير برق ترين دانشجوي دانشكده به رضا
7- جايزه ي هويج طلايي سال به اسكيپي ترين دانشجوي سال به م به خاطر حركات موزون و ريتميك
8- جايزه ي سشوار طلايي سال به آمپول زن ترين دكتر دانشگاه به جناب آقاي ص (اي جون اي جون)
9- جايزه ي مايو ي نخ طلايي سال به قهرمان ترين شناگر سال به گ (البته ايشان در مراسم حضور نداشتند وجايزه به مرتضي داده شدتا به ايشان بدهد)"ضمنا اين مطلب را در نشريه بايد بنويسيم" نقل به عين
10- جايزه ي مداد اتود طلايي سال به كثرت گرا ترين قلم بدست دانشكده به رضا به دليل شاهكار ماندني قدقد (به گفته ي كميته ي داوران هيچ يك از مطالب ارائه شده ياراي مقابله با مطلب قدقد را نداشتند.)
11- جايزه ي سنجاق كراوات طلايي سال به خوش تريپ ترين دانشجوي سال به آلن دولن به خاطر باراني زيبا و دم خط يال اسبي (ضمنا "سوفيا لورن" و "من به خال لبت " مشتركا در جاي دوم قرار گرفتند.)
12- جايزه ي ياتاقان طلايي سال به بايسيكل ران ترين فرد دانشكده به آقاي گلي به دليل عبور و مرور فراوان
13- جايزه ي كنده درخت طلايي سال به كلفت ترين دانشجو به ج به دليل داشتن سطح مقطع زياد.
14- جايزه ي سيكل طلايي سال به هدايتي ترين استاد سال به ريچارد.ا.ه به دليل اثبات بزرگتري 2 از 3
15- جايزه ي چهار پايه ي طلايي سال به پايه ترين بچه ي سال به فريد. دليلش را همه مي دانند.
16- جايزه ي كوكائين طلايي سال به مبارزه! با كاهش تقاضاترين استاد به جناب استاد پ دليلش هم تابلوست
۱۷-جايزه پاك طلائي به پاك يادت نره ترين دانشجو خانم ص به خاطر تبليغات مغروق كننده براي شركت معظم پاك به كمك ساعت و محافظ و عدم استفده از آستين و ...
۱۸- و بالاخره جايزه ي ويژه ي هيئت داوران (كرم سفيد كننده)به ACDترين فرد دانشكده به آقاي نگاتيو.
با تشكر روابط عمومي همايش ++


واژه نامه

خانم درختی : درسخوان،نمره بيار،استاد له کن ،ساکت در مواقع معمولی و بمب اتم در لحظات عصبانيت.
توصيه : از نزديك شدن به او خودداري كنيد و گرنه له ميشويد

استاد ع :استاد رياضيات،تخته پر كن ،ننويس آقا ترين استاد دانشگاه،اشعه دار ترين بيمار دنيا،از حداكثر تخته براي نوشتن استفاده ميكند
توصيه :از نوشتن هنگام صحبت ايشان خودداري كنيد.حتي المقدور به صحبت هاي مفرح ايشان بخنديد.

قنبر و پي قنبر : دو عاشق ،دو دلباخته،دو تن از مرتفع ترين دانشجويان،درس معارف براي آنها خاطره اي به ياد ماندنيست

محمد و سردبير : دو تن از كاروان اهل قلم،محمد يكي از "بكش بيار" ترين طراحان خبره ميباشد. آويزون هاي دانشگاه اين دوتا نيستند!

مرتضي و شاعر:
" مرتضي نگارنده اين سطور است،تمام حرفا پشت سرش شايعه ميباشد،با شاعر هم رابطه اي ندارد،علاوه بر اينها خيلي بچه توپ و پاستوريزه ايست" نقل قول به عين از مرتضي
"من همه را دوست دارم،آسمان خانه من است،انسان سه قسم است،سه بار كوبيد،مرد را بايد شست،جور ديگر بايد ديد" نقل قول غير عين از شاعر محترم

رضا : دكل ترين دانشجو،با مزه و با نمك ،مناسب براي هواشناسي(از هر دو لحاظ)،آخر شش و هشت،بسيجي نما،علاقه مند به شعر و ادب و موسيقي و چيزهاي ديگر!

اسكيپي :كانگوروي بوته زار

آقاي ص : استاد رياضيات،بلند گوي خاموش،باطري ضعيف،اسپيكر خراب،هلو،ذواليمينين،اسلوموشن(هر واحد درس با او در دو ترم ارائه ميگردد)

خانم گ:اينو اگه توضيح بدم لو ميره.

"آلن دولن" ، "سوفيا لورن"،"من به خال لبت" : سه تن از تازه كشف شدگان دانشگاه،اطلاعاتي در مورد اين سه شخصيت در دست نيست فقط اينكه ظاهر آنها با نامشان مو نميزند.براي كسب اطلاعات بيشتر به رضا مراجعه كنيد

آقاي گلي : تابلو ترين بايسيكل ران،زبل خان متحرك،سلام مهندس ترين دوچرخه سوار

خانم يا آقاي! ج : ضخيم ترين دانشجوي دانشگاه،درسخوان،بيريخت ترين قشنگ دانشگاه،گل سر ترين ابوالفضل ! ميبخشيد گل سر ترين مو قشنگ دانشگاه!
توصيه :نزديك شدن به او خطرناك است،ناز و كرشمه همراه با چاشني عشوه در خدمت مردم ايران.دينگ دينگ.

آقاي ريچارد.ا.ه : گمراه كننده ترين هدايتگر،بيسو... ترين استاد نما،متخصص در پيچاندن دروس،متفكر ترين بيفكرها و قس عليهذا
توصيه : اگر ميخواهيد فريدتان!ميبخشيد پايه تان قوي شود حتما با او رياضي بگيريد.

فريد : لازم به توضيح نيست سه كلمه در توصيف او كافيست.آكبند،معلول،پايه

استاد پ : تريپ جواد ترين استاد دانشگاه،هه.تكرار ترين استاد،هه.با حال ترين حالگير،هه.ضمنا ۵۵-۲ هه ۵۵-۲ هه ۵۵-۲ و...

آقاي نگاتيو : به خدا نميشناسمش فقط به جاي اينكه موهاش سياه باشه صورتش سفيد،موهاش سفيده و صورتش سياه.


با عذر خواهي از تمام كساني كه نامشان در اينجا برده شد.براي همه آرزوي سالي خوش و همراه با موفقيت دارم

  
نویسنده : ذهن آبي ; ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٢